کسب و کار

قبل از دویدن ابتدا کمی راه بروید ۴

چگونه قبل از پیاده سازی ایده آن را ارزیابی کنیم

یکی از اشتباهات شایع در بین کسانی که ایده ای دارند و قصد دارند وارد فضای کار آفرینی و استارت آپی شوند این است که در همان ابتدا به سراغ افراد یا تیمهای فنی رفته و در مورد زمان و هزینه و چگونگی پیاده سازی ایده خود با آنها صحبت و مشورت میکنند. غافل از اینکه قبل از راه رفتن شروع به دویدن کرده اند و مراحل بسیار مهمی را قبل از فاز طراحی و پیاده سازی نرم افزار ایده خود نادیده گرفته اند که میتواند به راحتی منجر به شکست یک کسب و کار نوپا شود. اولین و مهمترین قدم بعد از پیدا کردن یک ایده مناسب این است که بتوانیم بسنجیم که ایده چقدر قابلیت تجاری سازی دارد یا به بیان ساده تر اینکه چه مشکلی را میتواند حل کند یا چه کمبودی را می تواند برطرف کند. ایده ای که صرفا نوآورانه باشد اما نیاز بخشی از مخاطبان را برطرف نکند ریسک بالایی جهت تجاری سازی دارد و ممکن است علیرغم تبلیغات و بازاریابی قادر نباشد نیاز را در بازار ایجاد کرده و به آن پاسخ دهد. در قدم بعدی باید تحقیق و تحلیل بازار صورت بگیرد. اینکه آیا بازار قابل قبولی برای محصول یا خدمت ما وجود دارد و اگر وجود دارد حجم این بازار بر اساس تعداد کاربران متقاضی چقدر است. آیا محصول کاملا جدید و بی رقیب است یا اینکه رقیبان جدی برای ارائه محصول  در بازار مورد نظر حضور دارند. رقیبان مستقیم کدامند. منظور از رقیبان مستقیم کسب و کارهایی هستند که محصول یا خدمت مشابه ارائه میکنند که دقیقا به نیاز جامعه مخاطبان هدف ما پاسخ می دهند. سهم هرکدام از رقبا از بازار موجود چقدر است. میزان سهم بازار با تقریب مناسبی مشخص میکند که میزان قدرت و نفوذ هریک از رقبا در بازار چقدر است. رقبای غیر مستقیم کدامند. منظور از رقیبان غیر مستقیم کسب و کارهایی هستند که از نظر امکانات، جامعه مخاطب و نوع فعالیت این پتانسیل را دارند که محصول ما را به سبد محصولات خود اضافه کنند و به رقیب مستقیم تبدیل شوند. مزیت رقابتی و نقاط ضعف هریک از رقبای مستقیم چیست. بر اساس این اطلاعات متوانیم با دقت بیشتری مشخص کنیم که آیا محصول ما مزیت رقابتی موثر نسبت به محصول رقبا دارد یا اینکه فقط یک برتری نه چندان موثر دارد که به راحتی توسط رقبا قابل تقلید و تکرار است. طراحی مزیت رقابتی موثر با توجه به وضعیت بازار و رقبا مهمترین رکن ساختن یک کسب و کار جدید است که بدون آن باید پشت سر رقبای بزرگ و زیر سایه آنها رقابت کرد. معمولا مزیت رقابتی همان جرقه ایده اولیه است که به ذهن کارآفرین میرسد اما اصلاحا خام است و نیاز به چکش کاری دارد. زمانی که وضعیت بازار و رقبا، مزایای رقابتی و نقاط ضعف و خلاء های بازار مشخص شد زمان اصلاح و بهینه سازی مزیت رقابتی است که به بهترین نحو بتواند به نیاز مخاطبان پاسخ داده و سهم قابل قبولی را در رقابت با سایر رقبا بدست آورد همچنین نباید به راحتی برای رقبا قابل تقلید و کپی برداری باشد وگرنه رقبا به راحتی شما را پشت سر خواهند گذاشت. یافتن پاسخ مجموعه موارد گفته شده در بالا بسیار ضروری است و ممکن است چند ماه به طول انجامد اما زمانی که این مجموعه اطلاعات گرد آوری شد بر اساس آن میتوانیم چهارچوب یک طرح تجاری حساب شده  را طرح ریزی و استراتژی دقیقی برای شروع کسب و کار و ورود به بازار داشته باشیم.  پس از اینکه طرح تجاری و بوم کسب و کار تکمیل شد نوبت به بررسی امکان فنی پیاده سازی پلتفرم یا اپ کسب و کار می رسد. در این مرحله به لطف مشخص بودن طرح تجاری و چهارچوب مشخص ویژگی های کسب و کار، پروپوزال کاملی جهت ارائه به مشاوران و تیم فنی وجود دارد و مشاوران فنی به جای اینکه با ایده پردازی های خارج از موضوع و شاخه به شاخه رفتن از مسیر اصلی خارج شوند تمرکز کافی و موثری بر کلیات و جزئیات پروژه خواهند داشت در نتیجه مدت زمان و هزینه بررسی، طراحی و پیاده سازی پروژه کاهش یافته و ریسک عدم تطبیق محصول پیاده سازی شده با آنچه کارفرما از تیم فنی انتظار دارد به طور چشمگیری کاهش میابد.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا